تنها
نه،هیچ خبری نبود
حتی حادثه ای
آن شاپرکی که صبح به زانوی من نشست
گمشده ی دریا بود
نه اقبال بامداد.
*****
بیا قراری بگذاریم
فردا
انتهای این کوچه ی بن بست
زیر باران
من و تو
تنها.
باران رد پایمان را پاک خواهد کرد
و کوچه به زودی باز خواهد شد.
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 18:53 توسط shiva
|